محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2631

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« با آنها پيكار كن و با ثبات و نيت پاك با آنها مقابله كن اگر چه گروه تو اندك « باشد كه بسا باشد كه خدا گروه اندك را نيرو دهد و گروه بسيار را زبون « كند . نامهء فاجر پسر فاجر ، معاويه ، و فاجر پسر كافر ، عمرو را خواندم كه « در كار معصيت همدل شده‌اند و در كار حكميت ساخت و پاخت و رشوه - « كارى كرده‌اند و به انكار حق پرداخته‌اند ، از فرصت خويش بهره گرفته‌اند ، « چنان كه اسلافشان از فرصت خويش بهره گرفته بودند از تهديدشان بيم « مكن و اگر جوابشان را چنان كه بايد نداده اى گفتارى مناسب توانى يافت . « و السلام . » محمد بن يوسف انصارى گويد : محمد بن ابى بكر در پاسخ نامهء معاويه بن - ابى سفيان نوشت : « اما بعد ، نامهء تو به من رسيد كه در موضوع عثمان چيزها گفته « بودى كه منكر آن نيستم ، گفته بودى از تو دور شوم گويى خيرخواه منى ، از « اعضاء بريدن بيمم داده بودى گويا مشفق منى اميدوارم كه غلبه از آن من « باشد و در جنگ سركوبتان كنم . اگر شما ظفر يافتيد و در اين دنيا كار با « شما شد چه بارها كه ستمگرى را يارى كرده‌ايد و چه بسيار مؤمنان كه « كشته‌ايد و اعضاشان بريده‌ايد كه بازگشت شما و آنها به پيشگاه خداست و « سر انجام همهء كارها به نزد خداست كه ارحم راحمان است و دربارهء آنچه « مىگوييد كمك از خدا بايد جست . » گويد : و نيز محمد به عمرو بن عاص نوشت : « اما بعد ، اى پسر عاص آنچه را در نامهء خويش ياد كرده بودى « فهميدم گفته بودى كه خوش ندارى به من ظفر يا بى و دروغ گفته اى . گفته « بودى كه خيرخواه منى ، قسم مىخورم كه نادرست مىگويى . گفته بودى